جشن کلوخ اندازان

کلوخ اندازان و جشن آخر ماه شعبان. چنانکه حضرت صائب فرماید:

روزه نزدیک است، می‌باید کلوخ‌انداز کرد
زاهدان خشک را رندانه از سر باز کرد.

و چنانکه خاقانی شروانی گوید:

پس یک ماه کلوخ اندازان، سنگ دلان

در بلورین قدحی لعل تر آمیخته اند.

و اما چند نکته و توضیح دربارۀ جشن کلوخ انداز:( برای تنظیم این بخش از نوشتۀ آقای دکتر علی بلوکباشی هم سوء استفاده نمودیم که آنرا هم از سایت جامع گردشگری ایران سرقت فرموده ایم!)

جشن کلوخ انداز در آخرین روز ماه قمری شعبان، که از روز بعد آن، ماه رمضان با روزه‌گیری، یعنی پرهیز از خوردن و آشامیدن در روز، با نظم و ترتیبی خاص آغاز می‌شود؛ برگزار می گردد.
جشن کلوخ‌اندازان یا برغندان از سده‌های چهارم و پنجم هجری‌قمری (دهم و یازدهم میلادی) در میان مسلمانان ایران معمول بوده است. ابوالفضل بیهقی در کتاب تاریخ خود به این جشن با نام «کلوخ‌انداز» اشاره می‌ِکند و می‌نویسد: « امیر به نشاط این جشن و کلوخ‌انداز که ماه رمضان نزدیک بود، بدین کوشک و بدین باغ‌ها تماشا می‌کرد و نشاط شراب می‌بود، پس ماه روزه را کار بساختند و روز دوشنبه روزه گرفتند ». نزاری‌قهستانی از شاعران اسماعیلی مذهب سدۀ هفتم و هشتم (۷۲۰–۶۴۵ ق)، از این جشن با نام برغندان و باده‌نوشی در آن بارها یاد کرده است. مثلاً می‌گوید:
رمضان می‌رسد اینک دهم شعبان است
می ببارید و بنوشید که برغندان است
ور بمانیم به روزی که نشاید خوردن
ساقیا باده بگردان که فلک‌گردان است.

و یا می‌گوید:
هوا پُر نم، زمین خرّم، قدح گردان، نزاری هان
مه شعبان و برغندان، ‌مه شعبان و برغندان.

مؤلف «برهان قاطع »، « برغندان » را جشنی می‌داند که به مناسبت آمدن ماه رمضان در آخرین روز ماه شعبان می‌گرفتند و آن را کلوخ‌اندازان هم می‌گفتند. همو در ذیل « کلوخ‌انداز »، یک معنای آن را نام «سلخ ماه شعبان» و معنای دیگر آن را « سیر و گشت و شرابخواری و عیش و عشرتی» می‌نویسد که «در آخر ماه شعبان کنند و آن را کلوخ‌اندازان هم می‌گویند. »
واژۀ «برغندان » یا « برقندان » رایج در زبان فارسی و فرهنگ ایرانیان، صورت دیگر واژۀ «بارکندان » یا «باری گندان » ارمنی است. احتمالاً این جشن با نامش از فرهنگ ارامنه به فرهنگ ایرانی وارد شده است. بارکندان یا برغندان با جشن «کلوخ‌اندازان » ایرانیان در روز پیش از فرا رسیدن ماه رمضان درآمیخته و از رسم‌های همگانی مردم شده است.
کلوخ‌اندازان در بیشتر نقاط ایران برپا می‌گردیده است و به همین نام و یا نام‌های « کلوخ خیسون »، «کلوخ خیسان» (در روستاهای فرنق و خمین)، « گل خندانی » (در قزوین)، «کُلوک‌اندازان» (در شیراز، کُلوک به کوزۀ سفالین دهانه‌گشاد گویند) و «سنگ‌اندازان » (در اکثر نقاط کرمان) معروف است.
در این روز، مانند روز سیزده نوروز مردم بیشتر نقاط ایران معمولاً از خانه‌ها بیرون می آیند و به دشت و باغ می‌روند و خوراک‌هایی مخصوص آن روز می‌پزند و می‌خورند. مثلاً در یزد، نوعی آش که به آن «شولی » می‌گویند، و اگر رمضان به زمستان بیفتد، شلغم یا سیب‌زمینی پخته، خوراک مخصوص جشن کلوخ‌اندازان است.
در سبب نامیدن این روز به کلوخ‌اندازان در فرهنگ عامۀ مردم ایران، تعبیرات گوناگونی آمده است. مثلاً مردم صغاد آبادۀ فارس می‌گویند: در قدیم مردم در غروب روز آخر ماه شعبان، از خانه بیرون می‌رفتند و هرکس کلوخی برمی‌داشت و رو به قبله می‌ایستاد و آن را به زمین می‌انداخت و در حال انداختن کلوخ می‌گفت: «خدایا! گناهان و کارهای بد گذشته را شکستیم و خود را آمادۀ عبادت و روزۀ ماه رمضان کردیم ». یا قمی‌ها بعدازظهر این روز با ساز و نقاره به محل «دروازه قلعه» می‌رفتند و پس از ساز و نقاره‌زدن و چوب بازی‌کردن، هرکسی کلوخی برمی‌داشت و به قصد و نیت این‌که خدا توفیق روزه‌گرفتن به او بدهد، کلوخ را در آب خندق دروازه قلعه می‌انداخت.
مردم شیراز « کُم » (شکم) را به « کُلوک »، کوزۀ شکم‌دار تشبیه می‌کردند، که در شب اول ماه رمضان، انواع خوراکی‌ها را در شکم همچون کوزه می‌ریختند. در مورد پُرخوری در روز «کُلوک‌اندازان» نیز این ضرب‌المثل را به‌کار می‌بردند: « یک روز تَنْگِ کُم، ‌یک روز مرگِ کُم »؛ یعنی روزی شکم جای خوردن ندارد، و روزی هم از نخوردن می‌میرد!
بنابراین، بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانۀ ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است. این آیینی بازمانده از آیین‌های کهن ایرانیان دورۀ پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *